آن که هلاک من همیخواهد و من سلامتشمیوه نمیدهد به کس باغ تفرجست و بسداروی دل نمیکنم کان که مریض عشق شدهر که فدا نمیکند دنیا و دین و مال و سرجنگ نمیکنم اگر دست به تیغ میبردکاش که در قیامتش بار دگر بدیدمیهر که هوا گرفت و رفت از پی آرزوی دل شیخ اجل سعدی
هر چه کند ز شاهدی کس نکند ملامتشجز به نظر نمیرسد سیب درخت قامتشهیچ دوا نیاورد باز به استقامتشگو غم نیکوان مخور تا نخوری ندامتشبلکه به خون مطالبت هم نکنم قیامتشکان چه گناه او بود من بکشم غرامتشگوش مدار سعدیا بر خبر سلامتش
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 10 شهریور 1390 توسط Maryam2